مطلب ادبی و دلنوشته ها شخصی من
صلاي يوسف گل شد جهانگير زليخاي جوان شد عالم پير
بيا دستانم را بگير تا جوان جوان شوم مي دانم همه را مي دانم پس تا ذابد به ياد تو زندگي خواهم كرد با هرم گرم صدات و كلام دلنشينت شب خوش
روز نوروز بچینی گل سرخ بر سر راه نگار فرش کنی دلبرت بیاد بپرسه کار کیست تو براش گفته نتونی
چقده سخته خدایا دلبر ت خنده کنه با دگران تو بسوزی و براش گریه کنی چقد سخته خدایا چقد
سخته خدایا دلبرت بیا بپرسه که چرا تو براش گفته نتونی چقده سخته خدایادلبرت سفر کنه تنها شوی
مثل ماهیا از اب جدا شوی بتپی پنهون شوی تباه شوی تو به کس گفته نتونی چقده سخته خدایا
وقتی عاشق شوی راز دلتو گفته نتونی چقده سخته خدایا تو به کس گفته نتونی چقده سخته خدایا
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
آخ که چقد سخته همه عشقتو تو وجودش خلاصه کنی حتی بدون اون یه لیوان آب هم نخوری و لی اون پا بزاره رو همه ی خوبیات و هر کا ری دلش خواست بکنه بعدم تو رو مقصر جلوه بده خدایا دلم گرفته از این همه نامهربونی مگه منو نمی بینه هر چه با هاش راه اومدم با هام بیشتر بد کرد بد کرد بازم کوتاه اومدم اگه کنار دستت بودم اگه یک ثانیه فقط یک ثانیه مال من بودی و خو بیامو می دیدی همه ی دنیا مال من بود .
دیگه نیست صبر و قراری آخ چه روز و رو زگاری ای خدا ای خدا مگه ما رو دوست نداری
ای خدا کجای کا ری ای خدا قسم به عشقو و مستی به همین حال پریشون به وفای عاشقون به صفای چشم گریون دیگه طاقتم تمومه ای خدا قسم به رازم که ازت نمو نده پنهون ای خدا دیگه طاقتم تمو مه تمومه تمومه تا به کی نا له شبگیر تا به کی شب تا صبح بیداری تا کی بی قراری رو زگارم خزون شد ما که با زمونه ساختیم بد و خوبش و شناختیم زندکی رو به خاطر اون باختیم پس چرا ای خدا پس چرا این همه خون در دل من می کنه هر لحظه چشمامو گریو ن می کنه ارزوی یه لحظه شاد و بی دغدغه دارم نیست یک لبخند از اعماق وجود که بعدش اشک و آه نباشه دلم خون نباشه یه بار بی خیال غم بشم و فقط و فقط اون مال دل صادق خودم باشه دروغ به ام نگه ای خدا اون روز اومدنیه باورم نمیشه بعد دو روز بیماری بازم کو تاه اومدم و بخشیدمش چقد التماس کرد تا جوابشو دادم ۵۸ هشت تماس بی پاسخ آخه خدایا چه کنم با همه ی وجود این فرهاد آواره رو می پرستم نمی تونم کمکم کن کمکم کن ای خدا هی خدا دوستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت دارم درکم نمی کنه همین وبس.![]()
![]()
![]()
سنگي كه تحمل ضربات تيشه رو نداشته باشه تنديس زيبايي نميشه من مي خوام تحمل كنم تا لياقت تنديس شدن را داشته باشم صبر صبر صبر همه چي صبرش قشنگه و بدون اگه روزي منو بي رحمانه رها كني تو رو هر گز نخواهم بخشيد هرگز .
زصبح عاشقي نوراني ام كن كه تاريك است اين قلب شكسته
تو اي آهوي دشت بي كسي ها چراغ كوچه ي دلواپسي ها
غزال آرزو هاي دل من بيا با من به باغ اطلسي ها
خسته در حس زمينم مه من يادم كن به نگاهي به پيامي سخني شادم كن
امشب درست يك دقيقه ديگر مريم پاييزت خواهد مرد چون عمرش ديگر به سر امده از فراقت در تنهايي و انجماد اتاق سردش بر مرگ آرزو هايش غريبانه مي گريد آه و نا له هاي جانكاه سر مي دهد و دردي سنگين گل برگهايش را به يغما مي برد چيزي مثل قلوه سنگي بزرگ بر قلبش سايه افكنده و از تو نيست خبري كاش كمي به اندازه يك صدم ثانيه امشب بر من تابيده بودي تا با ابديت نپيوندد روح خسته و دلتنگم ديوانه مگر نمي داني سلطان فصلها امشب مريمت را با خود خواهد برد پس سلطان قلبم مرا بشناس و در دست سرما رها نكن كه يخها پس از انجماد هر گز آب اول نخواهند بود شايد يك ليوان آب باشند شايدم هرگز شكلي به خود نگيرند دستان سردم را بگير كه محتاج نوازش توست وبس
می دونی قلبم آروم نداره تو سینه ی من یه بی قراره
تو امید منی بزار مردم بدونن غم عشقه تو رو تو قلب من بخونن
تو خورشید منی من ذره ی محتاج نورم بیا گرمی به جون من بده گر چه دورم
فقط یه روز از تو جدا میشم که توی گورم زنجیر و واکن زپا دیونه ی من بیا که من ناصبورم
عزیز مهربانم :
در هوای دیدنت یک عمر در چله نشستم چله را در مقدم عشقت شکستن دوست دارم
مهربانم میدانی چه شبی است آری یلدا ست چله و من اینجا تک و تنها غزل تنهای خود را در کنار این صفحه کلید و مانیتور می سرایم می دانی چه درد بزرگی است که بدانی همه ی هستی وجو دت را به یغما بردهاند وتنها یاد آن را به تو بخشیده اند می دانی دنیای بی تو یعنی مرگ مریم ها و یاس ها و اقاقی های پر پر می دانی بی تو سوسن دیگر در گوش زنبق ها و بلبل در گوش گل سرخ اذان عشق نخواهد گفت و بید مجنون همسایه از فراقت کمرش خم خواهد شد می دانی بی تو بودن یعنی پاییز مریم و فصل عریانی دلی شیشه ای که به ذهر تلنگری خواهد شکست می دانی امشب دلم عجیب نوحه سرایی می کند و تو را و تنها تو را از دامان ربش طلب می کند می دانی آسمان چشمانی که روزی از آن به معراج عشق می رفتی عجیب بارانی و طوانی سهمگین دریای وجود ش را نآرام ساخته و قایق قلبش را هر لحظه به سویی می کشاند اما خبری از ساحل آفتابی نیست که نیست سرما بی داد می کند شاید بخواهی قلبش برای همیشه منجمد شود و هرگز نشانی از این مریم عطر آگین این گل سر سبد پاییز نبینی هوا بس ناجوانمردانه سرد و دلی بی قرار از فراقت آنگونه که یاد مجنون لیلی را آشفته می کرد آیا تو واقعا می ردانی مجنون کیست حتم دارم نمی دانی و گرنه این همه در حق لیلی ظلم روا نمی داشتی حتما می گویی چه ظلمی ؟ ظلم از این بزرگتر که یاد ش را بخواهی به بهانه های واهی و پوچ چیزهای که یک عمر از آن مطلع بودی به فراموشی بسپلری به راستی می توانی نه می دانم که این همه بی رحم نیست کسی که تمام بی قراریهایشرا در دامان ئنگاه من می جست می دانم که مرا فراموش نخواهد کرد کسی که نا آرام یک نگاهم بو د دلم تنهاست امشب به لبخندی از تو خشنودم نگیر از من ای امید پر بارم را و یادم کن که بی یادت خزانی بی رنگ و بو زیر پای عابران بی رحم زمانه آسان جان خواهم سپرد و چله را تنها در گر مای نگاه مهربان تو و دستان پر مهرت دوست دارم ![]()
![]()
![]()
![]()
مرنجان نازنين بي همتايم دل من مسكين تنها و خسته را مرنجان آخ كه چه دلتنگتم و ره به جايي نبرم كاش بال داشتم حداقل براي پريدن به كوي تو يا روح بودم در كنار جسم تو كجايي كه اين گونه داري مرا به دست باد فراموشي مي سپاري كجايي كه يادم حتي آزارت مي دهد مگه من چه بدي كردم به تو دلمو خون كردي آخر نفرين به عشق نفرين به جدايي نفريت به دلتنگي
گل سنگ گل سنگ چي بگم از دل تنگم مثل آفتاب اگه بر من نتابي سرد مو بي رنگم
همه آهم همه دردم مثل طو فان پر گردم گل مستم توي صحرا دور تو مي پيچم دور تو مي گردم
گل سنگم گل سنگم چي بگم از دل تنگم مثل بارون اگه نباري خبر از حال من نداري
بي تو پر پر ميشم دوروزه بي تو پر پر ميشم دو روزه دل سنگت برام مي سوزه دل سنگت برام مي سوزه![]()
![]()
![]()
![]()
عزيزم خيلي خيلي دلتنگتم دارم با اين نوشتن كمي از اين درد رو برا خودم كم مي كنم مي دونم تو هرگز اينو نمي خوني ولي برا دلخوشي خودم دارم مي نويسم مي نويسم تا كمي آروم بشم مي نويسم تا كمي درد فراقت رو كم كنم دردي كه هر رلحظه و هر ثانيه همدم دل تنها ي منه با اين همه خوني كه در دل من مي كني بازم دوست دارم دوست دارم ![]()
![]()
![]()
![]()
مهربانم شيرينترين غزل هستي امشب به من با آن كلام شيرينت زندگي بخشيدي فدات بي حساب بيحساب دوستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتدارم ديونتم همين قبلا رو به باد فنا سپردم ![]()
قسم نخور به جونم كه بي قسم مي دونم نور ستاره من رفته از آسمونت يه قلب پاره پاره قسم خوردن نداره قسم خوردن نداره عزيزم بعضي وقتا ميگم كاش هرگز تو را هم نداشتم مني كه هيچكي رو ندارم چون اون موقع ديگه حس مي كردم زندگيم اينطوريه اما ..............
امشب بدترين شب بي كسي هامه بدترين شب عمر پاييزيم زمستان عمرم داره مياد قلبمو منجمد كردي از دي ماه متنفرم از اين فصل بي زارم از زمستان متنفرم هميشه تو رو از من مي گيره كارش يخبندون دلهاست كاش خدا اين فصلو هرگز نمي آفريد هرگز منو هم نمي آفريد ميدونم ميدونم
نيازي به توجيه و تفسير ندارم
سنگي كه طاقت ضربه ي تيشه را ندارد تنديس زيبايي نخواهد شد اززخم تيشه خسته نشو كه وجو دت شايسته ي تنديسي زيباست ![]()
واقعا كه..................................